سيد جلال الدين آشتياني

195

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

و ارادهء حق خارج نمىباشد و خداوند به واسطهء احاطهء قيوميه و دربر داشتنش جميع فعليات و نشآت را حجابى بين او و اشياء نمىباشد . به همين جهت ذات و حقيقت هر شىء از براى او مكشوف است و اشراق حضورى نزد ارباب معرفت اشرف و اتم أنحاى ادراك است . ارتسام صور در ذات حق موجب تكثر ذات و علت انثلام وحدت حقيقيه حق مىباشد و جميع صفات كماليه به وجود واحد در ذات او موجودند . شيخ اشراق براى ابطال قول حكماى مشائين گفته است : و المشاؤون و أتباعهم قالوا علم واجب الوجود ليس زائدا عليه « 1 » ، بل هو عبارة عن عدم غيبته عن ذاته المجرّدة عن المادة و قالوا وجود الأشياء عن علمه بها . فيقال لهم إن علم ، ثم لزم من العلم شىء ، فيتقدم العلم على الأشياء و على عدم الغيبة عن الأشياء . فإنّ

--> ( 1 ) . اگر علم واجب زايد بر ذات باشد چون علم عبارت است از حصول اشياء در ذات عالم بايد ذات حقهء احدى متكثر باشد ، بلكه علم واجب نزد مشائين به ذات خود عبارت است از حضور ذات از براى ذات و عدم غيبت ذات از ذات به آنها گفته مىشود جايز نيست علم به اشياء سبب وجود آنها شود ؛ چون اگر بداند بعد از دانائى علم به اشياء لازم آيد علم به اشياء مقدم بر اشياء و عدم غيبت از اشياء مىشود . چون علت بايد بر معلول بالذات مقدم باشد و عدم غيبت از اشياء بعد از تحقق وجود اشيا مىباشد . چون عدم غيبت از موجودات در حال عدم موجودات محال است . اشياى معدوم در خارج اگر در ذات ربوبى حاصل گردند به نحو ارتسام كما اين‌كه مشاء علم به غير را به نحو ارتسام مىدانند . به عبارت ديگر علم حق به اشياء اگر عبارت از عدم غيبت اشياء از حق تعالى باشد با تجرد جايز نيست كه علم حق به اشياء مقدم بر اشياء باشد و وجود اشياء منوط به علم حق تعالى به اشياء بوده باشد ، چون عدم غيبت شىء بدون وجود شىء محقق نمىشود . اگر علم حق به اشياء عبارت از صورت موجود از اشياء در ذات حق باشد ، چون اين صور معاليل حقند بايد مقدم بر نفس خودشان باشند يا تسلسل در صور مرتبه لازم آيد . صدر المتألهين در تعليقات بر شرح حكمة الاشراق از اين اشكال جواب داده است ، ولى جوابش تمام نيست مشاء چون حق را فاعل بالعنايه مىدانند . بايد براى ايجاد صور علم سابق به نحو تفصيل قائل شوند و يا ملتزم گردند كه علم به صور به نحو تفصيل در ذات لازم نيست . اگر لازم نباشد در وجود خارجى هم اين نظام عجيب عوالم وجودى احتياج به علم تفصيل ندارد . علم تفصيلى اگر لازم است در نظام علمى هم كه عالم صور مرتسمه است لازم است .